آزادی اتابک تیموري در اورمیه

اورمونیوز: اتابک تیموری یکی از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اورمیه که در روز دوم اسفند ماه بازداشت شده بود چند روز پیش ازاد شد.

وی ارتباط با تظاهرات روز دوم اسفند به همراه برادرش مهرداد بازداشت شده بود.

به گفته نزدیکان این دو برادر، پس از بازداشت اتابک تیموری، ماموران اداره اطلاعات به گمان اینکه وی مسئول توزیع اعلامیه در اورمیه است به شکلی غیر قانونی به منزل وی یورش برده و با دوربین فیلمبرداری اقدام به تفتیش منزل وی نمودند. آنها همچنين اقدام به کندن بخشی از زیرزمین منزل وی نمودند اما نتوانستند چیزی به دست بیاورند.

گفتنی است مهرداد تیموري برادر اتابک یک هفته پس از بازداشت و با قرار وثیقه پنج میلیون تومانی آزاد شد.

مرکز جهانی غنی سازی اورانیوم در روسیه راه اندازی می شود

سرگی ايوانف، معاون اول نخست وزير روسيه، روز دوشنبه نوزدهم ماه مارس گفت که روسيه در نظر دارد مرکز بين المللی غنی سازی اورانيوم خود را که در آنگارسک سيبری واقع شده، به زودی وارد مرحله عملی کند.

اين مرکز قرار است کار غنی سازی اورانيوم کشورهای ديگر که برای استفاده های صلح آميز از جمله توليد سوخت هسته ای لازم است را به عهده بگيرد.

همچنين سوخت اورانيوم مصرف شده نيز به گونه ای پردازش می شود که نتوان آن را به مواد هسته ای لازم برای توليد بمب اتمی، تبدیل کرد.

ولاديمير پوتين ريس جمهوری روسيه، سال گذشته پيشنهاد ايجاد اين مرکز را در خاک روسيه کرد و جورج بوش رييس جمهوری آمريکا نيز از آن حمايت نمود.

ولاديمير پوتين ريس جمهوری روسيه، سال گذشته پيشنهاد ايجاد اين مرکز را در خاک روسيه کرد و جورج بوش رييس جمهوری آمريکا نيز از آن حمايت نمود
بدين ترتيب تشکيل يک مرکز جهانی توليد سوخت هسته ای، ابتکار مشترک دو کشور آمريکا و روسیه خواهد بود.

به گفته آقای ايوانف، بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز سه شنبه از اين مرکز ديدار خواهند کرد.

خبرگزاری ايتارتاس گزارش داده است که اين مرکز در آينده بسيار نزديکی کار خود را آغاز خواهد کرد.

آقای ايوانف همچنین گفته است: اولين کشوری که در اين مرکز همکاری خواهد کرد، قزاقستان خواهد بود که يکی از توليد کنندگان عمده اورانيوم است.

بر اساس آن چه «پيشنهاد روسيه» برای حل بحران هسته ای ايران معروف شده است، همه مراحل چرخه سوخت هسته ای ايران، به جز مرحله پايانی غنی سازی اورانيوم در خاک ايران صورت می گيرد.

بر اساس این پیشنهاد، مرحله پايانی چرخه سوخت هسته ای در خاک روسيه انجام می شود و سپس سوخت هسته ای توليد شده به ايران ارسال می شود.

ايران تاکنون اين پيشنهاد را نپذيرفته هرچند که آن را به طور رسمی هم رد نکرده است.

بانک سوخت هسته ای، يک ايده سی ساله

محمد البرادعی مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی، در سال ۲۰۰۵، ايده توليد يک بانک مرکزی سوخت هسته ای که يک ايده سی ساله است را به طور جدی دنبال کرد.

کارشناسان می گويند يک بانک مرکزی بين المللی که سوخت هسته ای را به کشورهای صاحب نيروگاه ها بفروشد، می تواند از بحران های هسته ای مشابه جلوگيری کند و بحران کنونی ايران را نيز حل کند.

آقای البرادعی سال گذشته نيز اعلام کرد که در اين راه حمايت آمريکا را نيز به خود جلب کرده است و واشینگتن حاضر است حتی مواد هسته ای در اختيار اين بانک قرار دهد.

از سوی ديگر بحران هسته ای ايران از زمانی شدت يافت که ايران به تعليق فعاليت های هسته ای پايان داد و کار تحقيقات مربوط به توليد چرخه سوخت را آغاز کرد.

فن آوری غنی سازی اورانيوم هم می تواند برای توليد بمب اتمی به کار رود و هم توليد سوخت هسته ای.

اما کارشناسان می گويند يک بانک مرکزی بين المللی که سوخت هسته ای را به کشورهای صاحب نيروگاه ها بفروشد، می تواند از بحران های هسته ای مشابه جلوگيری کند و بحران کنونی ايران را نيز حل کند.

در اين زمينه بايد يادآور شد که تنها شش کشور از مجموعه کشورهای صاحب نيروگاه هسته ای، سوخت هسته ای خود را توليد می کنند.

ماکي شهرينده توتوقلانان گئنجلرين ۳-او بوراخيليب٫ ۱-اينه ايسه ۶ آي حبس وئريليب

۱۳۸۵ اينجي ايلين مهر آييندا، ماكي شهرينده توتوقلانان ۴ نفر گنج فعاللاردان ۳ نفري تبريه اولوب، بير نفرينه ۶ آي زيندان حؤكمو وئريليب.

فرهاد ساري اوجاقي، محسن دميرچي،‌ طيب ابراهيم زاده و محمد نصيري مهر آيينين بيرينده توتوقلانيب ، بير هفته ماكوشهرينين اطلاعاتيندا ساخلانيلديقدان سونرا وثيقه قراري ايله بوراخيلميشلار.

اسفند آيينين بيرينده اونلارين محكمه لري اولموشدور و اوچو تبرئه اولوب محمد نصيري يه ۶ آي حبس حؤكمو وئريليب.

حوكم ده يازيلان جرم لر بئله دير:
تبليغ به نفع گروههاي مخالف نظام ، تحريك مردم براي شركت در تظاهرات غير قانوني تير ماه، نگهداري نمادهاي پان توركيستي

اؤيرنجي حركاتي- ماكو

يوخا چيخميش ايرانلي ژنرالين (عليرضا عسگري) هر ايکي آروادي تورکييه-نين تهران-داکي سفيرلييي قارشيسيندا آکسييا کئچيريب

ايران-ين تورکييه ده يوخا چيخميش ژنرالي عليرضا عسگري نين هر ايکي آروادي و ديگر عاييله عوضولري اعتيراض علامتي اولاراق بو گون تورکييه نين تهران-داکي سفيرليگي قارشيسيندا آکسييا کئچيريبلر.

«مئديا فوروم» سايتي نين معلوماتينا گؤره، عليرضا عسگري نين بيرينجي آروادي سيما احمدي تورکييه سفيرليگي قارشيسيندا ژورناليستلره آچيقلاما وئررکن دئييب: «من ايران-لي تاجيرلره تؤوصيه ائديرم کي، تيجارت اوچون تورکييه يه گئتمه سينلر. چونکي او اؤلکه ده امين-آمانليقدان اثر-علامت يوخدور. منيم اريم اوغورلانيب، لاکين تورکييه ده هئچ کس بونا گؤره مسئوليتي اؤز اوزرينه گؤتورمور».

س.احمدي دئييب کي، ايرانين خاريجي ايشلر نازيرليگي مسئثله ايله مشغول اولور، «لاکين تأسوفلر اولسون کي، هله هئچ بير نتيجه يوخدور».

س.احمدي-نين سؤزلرينه گؤره، تورکييه نين تهلوکه سيزليک قوووه لري عليرضا عسگري توتوب ايسرائيل-ه تهويل وئريب: «ائله اونا گؤره ده تورکييه مسئوليت داشييير. بلي، بو، ايسرائيل-ايله آمريکا-نين بيرگه ايشيدير. آنجاق مني تعجوبلنديرن اودور کي، تورکييه موسلمان اؤلکه سي اولا-اولا آمريکا ايله ايسرائيل-ين مئيدان سولاديغي بير مکانا نئجه چئوريليب؟ اونلار بو اؤلکه ده نه ايسته ييرلر ائديرلر».

«بيزه قناعتبخش جاواب وئريلمگينجه سفيرليگين ايشينه مانع اولاجاغيق» دئين س.احمدي اؤتن هفته سفيرليکده کئچيرديگي گؤروشو خاطيرلاديب: «اونلار مسئله ني آراشديرماق اوچون بيزدن بير هفته واخت ايسته ديلر. لاکين جاواب اوچون بو گون يئنيدن سفيرلييه موراجيعت ائديب سفيرله گؤروشمک ايسته ديکده بيزه دئديلر کي، سفير ايران-دا دئييل».

عليرضا عسگري-نين ايکينجي آروادي زهرا عبدالله پور ژورناليستلره بيلديريب کي، تورکييه دؤولتي عليرضا عسگري-نين ايستانبول-دا يوخا چيخماسي فاکتيني قبول ائديب، بو سببدن تورکييه باش وئرميش حاديثه يه گؤره جاوابدئه اولماليدير».

ز-عبدلالله پور ايران هؤکومتي نين خاريجي ايشلر نازيرليگي نين و «سپاه»ين عليرضا عسگري-نين يوخا چيخماسي فاکتيني آراشديرديغيني وورغولاييب.

عليرضا عسگري-نين باجيسي ايسه ژورناليستلره دئييب: «تاسسوفلر اولسون کي، اؤلکه ميز آتامين يوخا چيخماسي مسئله سيني اؤيرنمک اوچون چوخ گئج ايشه باشلادي. اونون اوغورلانماسيني ائله ايلک گوندن آراشديرسايديلار، بلکه ده ايندي بير نتيجه الده ائتميش اولارديق».

مخالفت آلمان با استقرار دفاع موشکی آمریکا در اروپا

دولت ائتلافی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، با انتقاد از طرح استقرار پایگاه های موشکی آمریکا در اروپا، آن را شروعی دوباره برای جنگ سرد معرفی کرد.

به گزارش رویترز، آلمان که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، نصب سیستم دفاع موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک را برهم زننده تعادل امنیتی منطقه خوانده است.

آمریکا پس از گفت و گو و رایزنی با کشورهای جمهوری چک و لهستان، به توافق رسید که سیستم دفاع موشکی خود در خاک اروپا را در این دو کشور نصب کند تا دفاعی باشد برای خطرات موشک های بالستیک ایران و کره شمالی، که از آنها به عنوان دولت های خطرناک یاد شده است.

فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان از حزب سوسیال دموکرات به همراه دیگر اعضای کابینه ائتلافی خانم مرکل که محافظه کاران دموکرات مسیحی هستند، از طرف کابینه به واشینگتن هشدار داد که در صدد تشکیل اروپای نو و کهنه نباشد.

اعتراض دولت ائتلافی آلمان، در سالگرد امضای قرارداد رم، که نخستین اقدام برای تشکیل اتحادیه اروپا بود، منتشر شده و به روند همکاری بیشتر آمریکا با برخی کشورهای اتحادیه اروپا اعتراض شده است
بیانیه دولت آلمان روز دوشنبه در روزنامه فرانکفورتر آلگمانیه چاپ شده است.

واژه اروپای نو و کهنه پس از مخالفت فرانسه و آلمان با آمریکا برای حمله نظامی به ادبیات روابط سیاسی بین الملل وارد شد.

دانلد رامسفلد، پیش از حمله نظامی آمریکا به عراق، در کنفرانس امنیتی مونیخ، فرانسه و آلمان را اروپای کهنه خواند و پس از جنگ، از لهستان برای کمک به اوضاع عراق دعوت کرد. وی لهستان و جمهوری چک را اروپای نو خوانده بود.

اعتراض دولت ائتلافی آلمان، در سالگرد امضای قرارداد رم، که نخستین اقدام برای تشکیل اتحادیه اروپا بود، منتشر شده و به روند همکاری بیشتر آمریکا با برخی کشورهای اتحادیه اروپا اعتراض شده است.

کورت بک، رهبر حزب سوسیال دموکرات آلمان، اس پی دی، در اظهار نظری تندتر، خواهان مقابله جدی با نصب سیستم دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک شده و گفته است که «این کار آمریکا به روسیه قدرت می دهد و جنگ سردی دیگر آغاز می شود.»

طرح دفاع موشکی آمریکا، در دوقسمت اجرا می شود و قرار است رادار بزرگ و پیشرفته ای در جمهوری چک، و ۱۰ موشک ضد بالستیک در لهستان نصب و مستقر شود.

آقای بک در گفت و گو با هفته نامه بیلد آلمان، تاکید کرد این کار آمریکا یادآور دوران دهه ۱۹۷۰ و شروع دوران جنگ سرد است.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان.
یاپ دو هوپ شیفر، دبیرکل ناتو هم پیشتر از طرح آمریکا انتقاد کرده و از واشینگتن خواسته بود برای طرح دفاع موشکی از پتانسیل های سازمان آتلانتیک شمالی، ناتو، استفاده کند.

مذاکره با کاخ سفید

مقامات سیاسی ارشد اتحادیه اروپا روز دوشنبه راهی واشینگتن شدند تا درباره کنفرانس همکاری های مشترک اروپا و آمریکا که قرار است ۳۰ آوریل، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ ، در آمریکا برگزار شود، گفت و گو و رایزنی کنند.

فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان که کشورش ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را در اختیار دارد به همراه خاویر سولانا، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا راهی واشینگتن شدند تا با کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، دیدار کنند.

قرار است همکاری های امنیتی و تجاری آمریکا و اتحادیه اروپا دراین کنفرانس بررسی و برای همکاری های بیشتر برنامه ریزی شود.

طرح استراتژيك تجزيه ايران

(اين مقاله تنها به منظور مطالعه و آگاهي خواننده منتشر ميشود. بدليل نامعلوم بودن نويسنده مقاله٫ بينام منتشر ميشود. در اين مقاله ميتوان اصرار ابرقدرتها در زير کنترل گرفتن خاورميانه (که سرزمين تاريخي ما آذربايجان نيز در اين محدوده است) را تحليل کرد و صد البته با اصرار نويسنده به القاي ايران=يک ملت و نيز تنفر ذاتي وي با اعراب و نژادهاي مختلف غير فارس آشنا شد. افکار نويسنده مورد تائيد نيست ولي تحليلهاي ارائه داده شده قابل تعمق است٫ زيرا که سرنوشت کشور آذربايجان بزرگ نيز مستقيم و غير مستقيم با اين درگيريها و اشغالگريها مرتبط است. باي بک)

نگاهي گذرا به طرح‌هاي استراتژيک جهان غرب از يکصد سال گذشته تاکنون در قبال سرزميني که کشور ما را نيز احاطه کرده است، ملت ايران را در برابر مسئوليتي بزرگ و تاريخي قرار مي‌دهد. در اين نوشتار، با اشاره به طرح‌هاي مذکور از طرح «تصرف هارتلند» تا طرح «تجزيه ايران»، روشن مي‌گردد که حالت هجومي قدرت‌هاي غربي نسبت به منطقه و کشور ما در عصر حاضر، امري مقطعي و خلق‌الساعه نبوده، بلکه بر مبناي استراتژي‌هاي پيچيده و حساب شده استوار گرديده است.

طرح تصرف «هارتلند»

«سر مکيندر» جغرافيدان بريتانيايي در سال ۱۹۰۴ ميلادي، نظريه تصرف «قلب جهان» (Heart Land) را مطرح کرد. ديدگاه‌هاي وي در کتاب‌هاي «محور جغرافيايي تاريخ» و «حقيقت و آرمان‌هاي دمکراتيک» تبيين گرديده است. او سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا را «جزيره جهاني» (World Island) نامگذاري کرد و محور مرکزي اين جزيره جهاني را به عنوان «هارتلند» (قلب جهان) ناميد. از ديدگاه اين جغرافيدان، «هارتلند» عبارت است از منطقه گسترده اي که از شرق به سيبري غربي؛ و از غرب به رودخانه «ولگا» در روسيه؛ و از شمال به اقيانوس منجمد شمالي؛ و از جنوب به ارتفاعات هيماليا و ارتفاعات ايران و ارتفاعات مغولستان محدود مي گردد. «سر مکيندر» پس از چندي، دامنه غربي «هارتلند» را تا حدود کشورهاي اروپاي شرقي توسعه داد. بر اين اساس، «قلب جهان» منطقه وسيعي است که شامل بخش بزرگي از ايران، افغانستان، آسياي ميانه و بخش مهمي از روسيه مي شود و درياي خزر در ميان آن جاي دارد.

وي در سال ۱۹۱۹ اعلام داشت: «هر قدرتي که بر اروپاي شرقي دست يابد، بر «هارتلند» تسلط مي يابد، و هرکس بر هارتلند (قلب زمين) تسلط يابد، بر «جزيره جهاني» حاکم خواهد شد؛ و هرکس بر جزيره جهاني حاکم شود، فرمانرواي همه جهان خواهد بود».

طرح «تصرف هارتلند» در يکصد سال گذشته مدّ نظر استراتژيست‌هاي کشورهاي غربي و قدرتهاي بزرگ در مغرب زمين بوده است. پس از تولّد سه ايدئولوژي از درون حرکت مدرنيسم غربي (يعني: ناسيوناليسم، سوسياليسم و ليبراليسم)، هريک از حوزه هاي ايدئولوژيک مذکور در برهه‌اي از زمان با الهام از طرح «هارتلند» براي تصرف «قلب زمين» خيز برداشته‌اند و دو بلوک اول و دوم در تأمين کامل هدف ياد شده ناکام گرديده‌اند و بلوک سوم در حال تجربه کردن تصرف کامل آن برآمده است.

و اينک توضيح مطلب: در جريان جنگ جهاني، ارتش مغرور نازي به رهبري هيتلر که نمايندگي «ناسيوناليسم» را بر عهده داشت، پس از تصرف بخش عمده اروپا، به منظور تصرف «قلب جهان» به روسيه لشکر کشي کرد ولي با مقاومت حريفان قدرتمندش، طعم تلخ شکست را چشيد و بدينسان، ارتش آلمان در سال ۱۹۴۶ با تحمل ناکامي از آن سرزمين باز گشت و سقوط هولناک ايدئولوژي «ناسيوناليسم» و حکومت هيتلر را به تماشا نشست.

در سال ۱۹۷۹ ارتش سرخ اتحاد جماهير شوروي که نمايندگي «سوسياليسم» را بر عهده داشت، به منظور تکميل و توسعه تسلط خود بر «هارتلند» به افغانستان که در اين حوزه قرار دارد و داراي ارزش خاص استراتژيک است لشکر کشي نمود؛ ولي با مقاومت حريف همزاد خويش يعني جهان غرب که نمايندگي «ليبراليسم» را بر عهده داشت با همکاري «کمربند سبز اسلامي» زمين گير شد و در فاصله سالهاي ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ مجبور به عقب نشيني از افغانستان شد.

اتحاد جماهير شوروي دو سال پس از اين حادثه، در سال ۱۹۹۱ سقوط کرد و امپراطوري «سوسياليسم» متلاشي گرديد.

اينک بخشي از جهان غرب به عنوان مظهرايدئولوژي «ليبرال دموکراسي» يکّه تاز ميدان شده و در پناه قدرت و ثروت هنگفت خود و پس از شکست دادن دو حريف همزاد خويش، در صدد برآمده است تا سيطره خود را بر «هارتلند» به عنوان کليد فتح جهان، به کمال برساند.

طرح تجزيه ايران

در پرتو آنچه گذشت، راز طمع ورزيدن تنها بلوک بازمانده از سه حوزه ايدئولوژيک غرب نسبت به کشور بزرگ ايران به خوبي روشن مي گردد. اين سرزمين پهناور علاوه بر اينکه بخش مهمي از «قلب جهان» را تشکيل مي‌دهد، داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است که بر طمعکاري قدرتهاي سرمست در عصر حاضر افزوده است.

بر مبناي يک نظر کارشناسي، کشور ايران با شش حوزه ژئوپوليتيکي به شرح ذيل ارتباطي تنگاتنگ دارد:
۱ـ حوزه قفقاز و آناتولى (ايران، ارمنستان، گرجستان و روسيه)
۲ـ حوزه درياى خزر (ايران، تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان)
۳ـ حوزه فلات ايران (ايران، پاكستان و افغانستان)
۴ـحوزه آسياى مركزى (ايران، تركمنستان، قزاقستان، ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان)
۵ـ حوزه درياى عمان و اقيانوس هند (ايران، پاكستان، هند، عمان و امارات متحده عربى)
۶ـ حوزه خليج فارس (ايران، عراق، كويت، عربستان، امارات متحده عربى، قطر، بحرين و عمان).

با توجه به نقش کليدي ايران در امر سيطره بر «قلب جهان»، چشم طمع داشتن قدرت‌هاي بزرگ به اين سرزمين زرخيز امري آشکار است. اما آنچه بر نگراني صاحبنظران افزوده است، ديدگاه جديدي است که قدرت‌هاي مذکور براي عملياتي کردن طرح تسلط بر «قلب جهان» از طريق «تجزيه ايران» اتخاذ کرده‌اند. در اينجا به عنوان مثال، سه نمونه از گزارشاتي را که از طريق رسانه ها منتشر گريده از نظر شما مي‌گذرانيم:

۱. در سند اول که در انگلستان به تاريخ ۲۴ فوريه ۲۰۰۶ پيرامون گزارش روزنامه «فايننشال‌تايمز» منتشر گرديده با اشاره به پژوهشهاي بخشي از نيروهاي غربي چنين مي‌خوانيم:
«اين تحقيقات با افزايش نا آرامي‌هاي قومي و مذهبي در عراق همزمان است و به نوشته اين روزنامه، هدف از اين تحقيق، بررسي نقش اختلافات قومي در تجزيه احتمالي ايران است.

«فايننشال‌تايمز» با اشاره به قوي بودن هويت ملي در ايران مي‌گويد، «روابط قومي در اين کشور به خاطر تنوع قوميت‌ها و زبان‌هاي مختلف پيچيده تر از عراق است».

۲. در گزارش دوم، ضمن بيان ديدگاه «ميشل شوسودفسکي» مدير مرکز تحقيقات جهاني سازي و استاد اقتصاد در دانشگاه اتاوا در کانادا چنين مي‌خوانيم:
« … اما چرا مسوولان ايراني ظرفيت توسعه اقتصادي آمريكا را در قالب توسعه نظامي گري به خوبي مورد شناسايي قرار نداده‌اند و وارد معركه‌اي شده‌اند كه نتيجه آن به شرح زير است:
۱. رشد مجتمع‌هاي نظامي و صنعتي آمريکا در قالب توسعه نوين اقتصادي.
۲. آزمايش سلاح‌هاي جديد در مصاف با ايران.
۳. تسلط بر اقتصاد خاور ميانه و اقتصاد کشورهاي آسياي شرقي و تسلط بر انرژي آسياي ميانه و خليج فارس.
۴. فرا رفتن وضعيت ايران از اپوزيسيون قانوني داخلي و فراهم شدن ايفاي نقش براي اپوزيسيون بر انداز خارجي.
۵. فعال شدن محوريت تجزيه طلبي با محوريت قومي، عقيدتي.

۳. در گزارش سوم چنين آمده است:
در تير ماه سال ۱۳۸۳ كنفرانسى تحت عنوان «ايران، زمان روى آوردن به نگرشى تازه» توسط شوراى سياست خارجى ايالات متحده در واشنگتن و با حضور بيش از ۳۰۰ نفر از نظريه‌پردازان و استادان برجسته علوم سياسى برگزار شد. در اين كنفرانس قرائت گزارش شوراى روابط خارجى در مورد نحوه مواجهه با ايران به عنوان مهمترين بخش كنفرانس مورد توجه محافل سياسى و رسانه‌هاى بين‌المللى قرار گرفت. گزارشى كه با مديريت و نظارت «برژينسكى» و «رابرت گيتس» تهيه شده بود.

در اين کنفرانس، ويژگي‌هاي منحصر به فرد ايران در منطقه بيان گرديده و به منابع سرشار نفت و گاز آن به شرح ذيل اشاره شده است:

مواهب عظيم طبيعى ايران كه تقريبا ۱۱ درصد ذخاير نفتى جهان را در خود جاى داده و دومين منبع بزرگ گاز جهانى است ايران را به بازيگرى با نقش غير قابل انكار در عرصه اقتصاد جهان تبديل كرده است.

تهيه‌كنندگان اين گزارش در نتيجه گيرى مباحث ارايه شده در اين گزارش يادآور مى شوند: ما در برابر ايران دو راه بيشتر در پيش روى نداريم:
۱ـ تغيير حكومت با جنگ سخت
۲ـ راهبرد جنگ نرم همراه با تعامل درگيرى تماس محتاطانه و گزينشى و اتخاذ سياست تشويق و تهديد راهبردى كه اصول آن در طرح فروپاشى شوروى تعريف و تجربه شده است كه برخى از آن محورها توسط «زوگانف» رئيس مجلس روسيه «سرگئى بابورين» معاون رئيس مجلس «تيخونف» نماينده دوما «ايلوخين» رئيس كميسيون امنيت مجلس روسيه و «ياكوفلف» دستيار ويژه و مشاور ارشد گورباچف بيان گرديده است.

به مناسبت موضوع بحث، به برخى از اين موارد اشاره مى نماييم:
۱ـ سازماندهى يك ستون پنجم در سطح مقام‌هاى بلند پايه شوروى
۲ـ ايجاد چتر حمايتى قوى براى حمايت از عوامل مذکور
۳ـ دميدن در تنور اختلافات داخلى و بروز جنگ قدرت ميان گورباچف و يلتسين
۴ـ ديكته كردن تجزيه طلبى و استقلال جمهورى‌هاى بالتيك
۵ـ تحريك اقوام و مذاهب و اشاعه تجزيه طلبى … ».

رسالت تاريخي ايرانيان

اينک پس از آشکار شدن عمق اهداف قدرتهاي بزرگ جهاني در قبال کشور ما که چونان دژي استوار در يکي از حياتي ترين مناطق «قلب جهان» قرار دارد، رسالت تاريخي ملت بزرگ ايران در حفظ وحدت کلمه به خوبي روشن مي‌گردد.

از سويي ديگر وظيفه مسئولان کشور در توزيع عادلانه ثروت و رسيدگي کامل به مشکلات فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي اقوام ايراني و اقليت‌هاي مذهبي، سنگين‌تر مي‌شود.

نکته قابل توجه ديگر در اين زمينه اينست که اين هنر يک حکومت نيست که قدرتهاي بزرگ جهان را عليه کشور خود متحد کند. شرايط کنوني، انسان را به ياد ذکاوت پيامبر بزرگ اسلام (ص) مي اندازد که در شرايطي مشابه، قرارداد صلح حديبيه را زمينه ساز فتح باشکوه مکه قرار داد.

سخن ديگر اين‌که قدرت‌هايي که خواستار تجزيه ايران هستند بايد بدانند اين کشور سرافراز در طول تاريخ هزاران ساله خود، در برابر طوفان هجوم اسکندرها، چنگيزها و برخي از سلاطين تازي هرگز محو نگرديده و نخواهد گشت و پيمان برادري اقوام ايراني به خواست خداوند، جاودانه خواهد ماند.

آذربايجان فئدراسييونو-ايسوئچ(سوئد)-ين (آ.ف.ي) نووروز بايرامي موناسيبتيله آذربايجان خالقينا موراجيعتي

شانلي ائليميزين ان اوزاق کئچميشلردن قورويوب-قوتلاديغي “ايل بايرامي” (نووروز) هميشه باريشيق، دوستلوق، صميميت، تميزليک و يئنيلشمه احوال-روحيييه سي يارادان بايرام کيمي قئيد اولونور. نووروز طبيعتين اويانيشي ايله اورکلرده صاف نيتلرين، خوش آرزولارين يارانديغي بير بايرام، اينسانلا طبيعتين بوتؤولشمه سي نين، هارمونيياسي نين تجسسومو حساب اولونور.

آ.ف.ي باش کوميته سي اولاراق، بو شانلي بايرامي ائللريميزه تبريک ائده رک، اوميد ائديريک کي ، آذربايجان و اونونو اولو ميلتي موتلو و موبارک گونلر الده ائتسينلر.

آذربايجان فئدراسييونو اولاراق امينيک کي، دوغما يوردلاريندان ديدرگين دوشن سويداشلاريميزين بو بايرامي اؤز تورپاقلاريندا قئيد ائده جگي گون اوزاقدا دئييل.

آ.ف.ي ايداره هئيتي آرزي ائدير ميلتيميز هر يئرده کي، وارديرلار ، هاردا ياشاييرلار ميللي بيرليگين، همريليين، صاباحکي گونه اينامين گوجلنه جگين، بيرليکده قئيد ائتسينلر.

نهايت آرزي ائديريک آذربايجانيميزي زيروه لره قالخيزماق ايچين وطنداشلاريميز آراسيندا دوستلوق و بيرليک علاقه لري اوغورلو اينکيشافا دوغرو يؤنلسين . وطنيميزين گونئي حيصه سي ميللي وارليغي اوغروندا آپارديغي موجاديله باشاري ايله سونوجلانماسين آزرزيليريک. وطنيميزين آيريلماز حيصه سي قاراباغ ان ياخين زاماندا دوغما وطنه قوووشسون، ديله ييريک. او گونلر اوزاق دييل. بيز نووروزو آزاد وطنده قئيد ائده جگيميزه اينانيريق.

آذربايجان فئدراسييونو-ايسوئچ (آ.ف.ي)

ايداره هئيتي

آياجوخه های مرگ به آمريکای لاتين بازميگردند؟

روشنگری: وقتی جان ديميتری نگروپونته به عنوان معاون کندوليزارايس به وزارت خارجه آمريکا منتقل شد، نظرات مختلفی حول اين انتصاب ابراز گرديد. برخی آنرا در کنار تصدی وزارت دفاع توسط رابرت گيتس، که 27 سال در سيا خدمت کرده بود، افزايش نقش امنيتی ها در دولت بوش خواندند. در آخرين مقاله سيمور هرش روزنامه نگار آمريکايی از قول مقامات عاليرتبه سابق وزارت دفاع و يک مشاور حکومتی گفته شد نگروپونته مايل نبود در عمليات سری به منظور به راه انداختن کشتار شيعه و سنی در خاورميانه که با همکاری عربستان سعودی پيش برده ميشود، درشکل کاملا غيرقانونی آن نقش مديريتی بر عهده بگيرد و اصرار داشت مساله به نوعی به کنگره گزارش داده شود.

اين گفته ی سيمور هرش مورد انتقاد برخی تحليل گران قرار گرفت و منتقدان گفتند اين نادرست است و در واقع مقامات مذکور ضد اطلاعات و اطلاعات تحريف شده در اختيار هرش قرار داده اند. چون ميدانستند هرش به عنوان روزنامه نگار پژوهشگر و صديق معتبر است و می خواستند از طريق او هدف از برگماری نگروپونته را لاپوشانی کنند و نگروپونته چه در سفارت عراق و چه در رياست سازمان امنيت ملی آمريکا و چه در معاونت خانم رايس يک و همان نقش را بر عهده دارد که در آمريکای لاتين ايفا کرد، يعنی بومی کردن جنگ آمريکا در خاورميانه از طريق به راه انداختن جنگ فرقه ای و کشتارهای توده ای توسط خود آنها.

اما در جريان سفر اخير بوش به آمريکای لاتين تحليل های ديگری ارائه شده است. دولت آمريکا از طريق رسانه های نيمه رسمی هدف سفر بوش را ظاهرا تلاش برای جلب افکار عمومی مردم آمريکای لاتين از طريق کمک به توسعه آن اعلام کرد. تحليلگران و گزارشگران اين رسانه ها که اکنون تقريبا مثل رسانه های دولتی کشورهای استبدادی ما عمل ميکنند، نوشتند کابينه بوش توسط رقبای سياسی خود مورد انتقاد قرار گرفته است که در سايه مسايل خاورميانه آمريکای لاتين را به فراموشی سپرده است و در نتيجه نيروهای چپ و بويژه چاوز ميدان گسترده ای برای فعاليت يافته اند. اين تحليل گران خاطرنشان کردند سفربوش در پاسخ به اين انتقادات و به منظور آن صورت ميگيرد که نشان دهد بوش آمريکای لاتين را فراموش نکرده است.

ترديدی نيست که هردو محور فوق يعنی هم جلب افکار عمومی مردم آمريکای لاتين و هم واکنش به انتقادات رقبای داخلی بخشی از اهداف اين سفر را تشکيل ميدهند و همانطور که اغلب نشريات نوشته اند سفر بوش به آمريکای لاتين عملا به صحنه رقابت بين بوش و هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا تبديل شد. شبکه خبری بی بی سی حتی در اين مورد يک نظر سنجی بر محور سوالاتی جهت دار ترتيب داد.

اما سوال اين است که آيا تحرک جديد سياسی ايالات متحده در آمريکای لاتين محدود است به همان سياست هايی که در رسانه ها اعلام شده است، يعنی استفاده از پشتيبانی معدود حکومت های موتلف آمريکا و چند قرار داد تجاري، و تبليغاتی در مورد سياست مهاجرت از مکزيک به آمريکا؟

نوام چامسکی و گروهی از تحليل گران مستقل نوشتند آمريکا ديگر خود را مجبور می بيند واقعيت کنونی آمريکای لاتين يعنی گرايش اکثريت مردم به سياست های اجتماعی و استقبال از احزاب و نيروهای چپ را بپذيرد، اما تلاش ميکند،يااين طور تبليغ ميکند که ميخواهد، ,چپ خوب, يعنی نيروهايی مثل لولای برزيل و گارسيای پرو را از ,چپ بد, يعنی راديکال های آمريکای جنوبی جدا کند.چامسکی البته خود بر اين نکته انگشت ميگذارد که اين بخشا خط تبليغاتی است، چون در واقعيت عملی در مجموعه تحولاتی که در آمريکای لاتين در جريان است، جدايی بين دو گروه آنطور که در خط تبليغاتی آمريکا وانمود ميشود وجود ندارد و برخی از ,چپ های خوب, يعنی دولت هايی که بوش به آنها اميد بسته است، بويژه دولت برزيل شرکت موثر در طرح هايی دارند که ميکوشد آمريکای لاتين را از نظر اقتصادی در هم ادغام کرده و از زير تسلط اقتصادی ايالات متحده و نهادهای مالی بين المللی مثل صندوق بين المللی پول بيرون بياورد و برنامه های اقتصادی و اجتماعی را روی کاستن شکاف عظيم طبقاتی موجود در جوامع آمريکای لاتين متمرکز کند.

راجر بورباخ مدير مرکز مطالعات آمريکايی و مدرس دانشگاه برکلی در عين آنکه با چامسکی در اين مورد هم عقيده است، اما در مورد سياست اصلی آمريکا در آمريکای لاتين نظر ديگری دارد. او ميگويد نتيجه سفر از قبل برای دولت آمريکا روشن بوده است. از جمله:

*از آغاز معلوم بود که سفر به تحريک اعتراضات وسيع توده ای دامن ميزند. در آرژانتين حتی اگر چاوز هم اقدام به سفر خود نمی کرد، برای تظاهرات وسيع از قبل سازماندهی شده بود. نستور کرچنر رئيس جمهور آرژانتين اگرچه خود شخصا در مراسم عظيم سخنرانی چاوز در استاديوم حضور نداشت اما در آستانه سفر يک سری قرار دادهای تجاری واقتصادی را با ونزوئلا امضا کرد که از جمله آنها تاسيس بانک جنوب به عنوان وزنه ای در برابر موسسات مالی آمريکا مثل بانک توسعه بين آمريکايی است.

*در کلمبيا و گواتمالا که همراه با دولت مکزيک از معدود دولت هايی هستند که هنوز متحد آمريکا باقی مانده اند، خود اين دولت ها دچار بحران و رسوايی های سياسی اخير هستند وبايد کسی زير بغل آنها را بگيرد. در مکزيک فيليپ کالدرن که آخرين رئيس جمهور طرفدار سياست های بازار آزاد سرمايه و توافق واشينگتن در آمريکای لاتين است موقعيت به شدت متزلزلی دارد و توسط انتخاباتی روی کارآمده است که در سطح وسيع آن را مخدوش و تقلبی می دانند.

*سياست هايی مثل اختصاص 75 ميليون دلار به برنامه آموزش در آمريکای لاتين و يا 385 ميليون دلار برای خانه سازی در بهترين حالت برنامه های سمبوليک هستند که مطلقا تاثيری در فقر گسترده کنونی در آمريکای لاتين نخواهند داشت.

* ازطرف ديگر، دولت پاناما در آستانه سفر اعلام کردقرارداد تجارت آزاد با آمريکا را امضا نخواهد کرد. دولت ارتگا در نيکاراگوئه اعلام کرد يک کميسيون مشترک با ونزوئلا ايجاد کرده است تا در اجرای 15 طرح اقتصادی بويژه در حوزهای انرژی و آموزش و بهداشت تجديد نظر کند. براساس اين طرح ها، نيکاراگوا از جمله 54 ميليون دلار برای مبارزه با فقر و 21 ميليون دلار برای بهبود آموزش دريافت خواهد کرد و نيز طرح هايی برای مدرنيز ه کردن تاسيسات برق، ساختن يک تصفيه خانه نفت، و بازسازی فرودگاه اصلی نيکاراگوئه در دستور گذاشته شده است.

* در آمريکای جنوبی نيز سه دولت راديکال اکوادور، بوليوی و ونزوئلا برنامه های اجتماعی گسترده ای را تنظيم کرده و به اجرا گذاشته اند و حتی راه خود را ,سوسياليسم نوين برای قرن 21 ,خوانده اند.

بورباخ ميگويد سفر بوش در اين واقعيات هيچ تغييری نمی دهد و بوش با دست خالی از سفر باز ميگردد و به سياست مشت آهنين پناه ميبرد. در اين راه جان نگروپونته معاون کندوليزا رايس، کمک بزرگی برای اوست و ميتواند هدايت سياست خارجی بوش در اين بخش جهان را برعهده بگيرد. بورباخ به تجارب گذشته نگروپونته در دهه هشتاد به عنوان سفير آمريکا در هندوراس اشاره ميکند. نگروپونته در اين دوره مسئول عمليات تهاجمی بود که به قتل هزار ها هزار شهروند غيرنظامی در نيکاراگوا، هندوراس و ساير کشورهای آمريکای لاتين انجاميد. گفته ميشود او خواهان در پيش گرفتن اقدامات سخت عليه چاوز است.

نگروپونته در عمليات سری و امنيتی دولت آمريکا در خارج آنقدر خبره و محرم است که بوش نخست او را به سفارت عراق و بعد به رياست امنيت و اطلاعات ملی گمارد. به گفته بورباخ با توجه به اينکه کندوليزا رايس تجربه کمی در مورد آمريکای لاتين دارد [ در واقع تخصص تيم اصلی کنونی يعنی تيم چنی – بوش ، عراق و نفت و خاورميانه است]، نگروپونته ,وظايف, مربوط به ,حيات خلوت آمريکا, را بر عهده گرفته است. بورباخ مينويسد با توجه به اين امر بايد انتظار گسترش عمليات مخفی در آمريکای لاتين را داشت که نه فقط متوجه چاوز بلکه اساسا متوجه جنبش های گسترده توده ای در منطقه است که عامل اصلی تحولات کنونی در آمريکای لاتين و سمت گيری به سوی سياست های اجتماعی به شمار می آيند و تفوق امريکا و سرمايه های بزرگ را مورد تهديد قرار داده اند.

مدت ها بود که گفته ميشد بعد از شکست عراق و با تمرکز بخش اعظم نيروی نظامی و امنيتی و سياست خارجی آمريکا روی خاورميانه، آمريکای لاتين در حال نفس کشيدن است. اگر تحليل بورباخ درست باشد، بايد منتظر خبرهايی برای ايجاد اختلال در اين تنفس بود. آيا ادعای کمک به توسعه آمريکای لاتين که به عنوان هدف سفر بوش به اين منطقه اعلام شد، پوشش رسانه ای برای تشديد عمليات مخفی و شروع فعاليت های مخوف پوششی تحت مديريت نگروپونته است، همانطور که آوردن دمکراسی به عراق، پوشش رسانه ای بود برای دامن زدن به جنگ داخلی و ويران کردن و تجزيه عراق و بعد سراسر خاورميانه؟ به راستی نکروپونته رئيس دستگاه ويژه و مورد علاقه امنيت ملی دولت بوش ، در دست راست خانم رايس چه ميکند؟ او کسی است که نماينده سابق کنگره هندوراس در موردش به نشريه بالتيمور سان گفت سياستش مبتنی بر اين است که بر ,قلمروterritory, خود کنترل داشته باشد،صرفنظر از اينکه چقدر مردم بيگناه در اين راه قربانی شوند.ميدانيم اين يک اصل راهنما برای کنترل ,قلمروها, در ميان روسای مافياست. گروپونته در هندوراس ,واحدهای های امنيت ملی, با شرکت مستقيم ماموران تعليم ديده سيا را درست کرد. اين ماموران که از باتليون 3- 16 سيا می آمدند همراه با نيروهای محلی به قتل، شکنجه، آدم ربايي،بازداشت های غيرقانوني، تجاوز به زنان و کودکان و مردان جوان، اعدام های فوری مخالفان حکومت نظامی در محل و کشتارهای محلی دست زدند که توسط گروه های حقوق بشر ثبت شده است. طبيعتا اين ابتکار عمل شخص نگروپونته نبود که به سياست های جنايتکارانه چنين ابعادی داد، بلکه درچارچوب سياست دوره ريگان بود که کاراکتری مثل نگروپونته که طرفدار روشهای امپرياليستی کهنه و خشونت بی محاباست آزادی عمل پيدا کرده بود. در آن دوره برای ,بومی کردن جنگ ,در سراسر آمريکای لاتين، افسران عاليرتبه نظامی و مقامات درجه اول سياسی کشورهای آمريکای لاتين را که از ميان آدم های وفادار در ميان نظاميان درجه يک و طبقات متوسط انتخاب ميشدند در ,مدرسه آمريکا, School of the Americas -SOA, تربيت کردند. اين مدرسه که آنرا CIA ی آکادميک و يا مدل هارواردی سيا هم خوانده اند 60000 فارغ التحصيل بيرون داد که برخی از مشهورترين آنها عبارتند از مانويل نوريگا و عمر تورخيلوی پاناما، روبرتو ويولای آرژانتين، خوان آلواردوی پرو ، هوگو سوارز بوليوي، گيلرمو رودريگز اکوادور و تعدادی ديگر از ديکتاتورهای خونخوار دهه 80 آمريکای لاتين که به جنايت توده ای متهم اند. نگروپونته وقتی هم که به عراق منتقل شد، از آزادی عمل بی قيد و شرط نظاميان آمريکا در عراق دفاع کرد که نمونه های آن در ابوغريب و کشتارهای گروهی خانواده ها و ترورهای خيابانی و تجاوزان به دختران به سرعت افشا شد. نگروپونته که خود يهودی است، وقتی به سازمان ملل رفت، يکی از مهمترين محورهای فعاليتش ايجاد يک سپر دفاعی در سازمان ملل برای اسرائيل بود تا بدون هرنوع قيدو شرطی به هر جنايت و کشتاری که لازم ميداند دست بزند. چالمرز جانسون دوران خونينی را که آمريکای مرکزی تحت نظارت جان نگروپونته از سرگذرانيد، ,بدترين دهه آمريکای مرکزی از زمان تسخير اسپانيا, خوانده است. معنای اين عبارت را کسانی درک ميکنند که تاريخ وحشت انگيز قتل عام ها در آمريکای مرکزی بعد از تسخير اسپانيا را خوانده باشند.

بسياری از خانواده های قربانيان و ناپديد شدگان هندوراس، سال ها خواهان تحقيق و محاکمه شخص نگروپونته بودند. اما ويژگی عمليات نگروپونته اين بود که در چارچوب تصميميدر دوره ريگان به اجرا در آمد که بر اساس آن سفارت آمريکا در منطقه و سيا و کاخ سفيد در مورد عمليات به کنگره گزارش نمی دادند. بنابراين اسناد رسمی در کنگره ايالات متحد در مورد آن ثبت نشده تا وکلا بتوانند ماجرا را تحت تعقيب قضايی قرار دهند. از اينجاست اظهار تعجب برخی از تحليل گران در واکنش به مقاله سيمور هرش و اين نکته او که نگروپونته خواسته است عمليات سری در خاورميانه به نوعی به کنگره گزارش شده و تامين مالی بگيرد. البته منتقدين اعتبار سيمور هرش را زيرا سوال نمی برند، بلکه سوال اين است که آيا مخصوصا به او اطلاعات نادرست داده نشده است؟

با توجه به اينکه دوره بوش به نوعی بازگشت به سياست های دوره ريگان است و دولت بوش با تجليل غيرعادی ريگان هنگام مرگش اين واقعيت را به نمايش گذاشتند و با توجه به اينکه هم اکنون در خاورميانه ايجاد تنش قومی و مذهبی و دامن زدن به کشتارفرقه ای در چارچوب عمليات سری به يکی از مهم ترين محورهای سياست آمريکا تبديل شده است، ميتوان اهميت عمليات مخفی در سياست خارجی آمريکا در دوره کنونی را دريافت. بنابراين طبيعی است که عمليات مخفي، کشتارهای محلی از طريق تفرقه و آدمکشی ها و ترورهای محلی تنها به خاورميانه محدود نماند و آمريکای لاتين، يکی از مراکز تاريخی اين ,ابتکار عمل, را بی نصيب نگذارد.هم اکنون نشانه هايی از اينگونه عمليات در بوليوی و اکوادور با ايجاد تنش در ميان نيروهای بومی آغاز شده است.

آمريکای لاتين از دهه 80 و دوره ,جوخه های مرگ, و ,راه حل سالوادوری, خاطرات بسيار تلخی دارد. هرچند در آن زمان صنعت ارتباطات به اندازه امروز پيش نرفته بود و برخلاف عراق و افغانستان امروز، اخبار موحش کشتارها به اطلاع افکار عمومی نمی رسيد، اما ابعاد جنايت چنان بود که پرده سکوت سنگين گاه با اخبار توفانزا شکسته ميشد.عکسی که در اين صفحه ديده ميشود، مربوط به يکی از اين خبرها يعنی قتل سه راهبه در السالوادور در 1980 است که در زمان خود انعکاس وسيعی يافت.

قتل سه راهبه در السالوادور در 1980

عليرغم همه اين ها بايد خاطرنشان کرد ممکن است دولتمران آمريکا تصميم گرفته باشند بر دوره تنفس آمريکای لاتين نقطه پايان بگذارند. ولی با توجه به گسترش جنبش های توده ای درآمريکای لاتين بايد ديد آيا آمريکا ميتواند از پس جنگ در چندين جبهه بزرگ بطور همزمان، برآيد، بويژه آنکه در آمريکای لاتين محور اصلی جنگ حداقل تا کنون در حوزه ای است که بايد باشد، يعنی سياست های اجتماعی و دفاع از حق معيشت مردم و مبارزه با کنترل اقتصاد منطقه توسط سرمايه های غارتگر. بنابراين بايد ديد آيا رهبران محلی در آمريکای لاتين ميتوانند جنگ را در همين حوزه نگاهدارند و اکثريت مردم را در دفاع از اقتصادخود و حق حاکميت مردم بر کشور خويش بسيج کرده و به مبانی دمکراسی وفادار بمانند؟ در اين صورت موفقيت استراتژی آمريکا در آمريکای لاتين با دشواری های بسيار بيشتری همراه خواهد بودو حداقل برخلاف خاورميانه که رهبران محلی به کمک آمريکا رفته و محور مناقشه را به طرف جنگ مذهبی و در نتيجه کشتار متقابل فرقه ای هدايت ميکنند، عمليات سری مجبور خواهد شد مانند دهه 80 خود را بر همکاری گروه های نخبه و مزدوری متکی کند که در مقابل مردم قرار ميگيرند و نمونه روشن آن را در دوره اخير در هائيتی مشاهده کرديم و در اين شرايط دمکراسی سکويی برای ايستادن برآن خواهد داشت.

آميپ (آذربايجان ميللي ايستقلال پارتي سي) آوريل-دن ايران سفيرليگي قارشيسيندا تظاهراتلارا باشلاياجاق

آذربايجان ميللي ايستيقلال پارتيياسي (آميپ) آوريل-دن باشلاياجاق ايران-ين آذربايجان-داکي سفيرليگي نين بيناسي قارشيسيندا پيکئتلر کئچيره جک.

بو باره ده آپا-يا پارتييانين تبليغات و متبوعات کاتيبي علي اوروجوو معلومات وئريب.

اونون سؤزلرينه گؤره، آميپ-اين بين الخالق فوروما حاضيرلاشماسينا و بايرام گونلرينه گؤره آکسييالار نؤوبتي آيا ساخلانيليب. آکسييانين طلبلري نين دييشميه جگيني بيلديرن ه. اوروجوو يئنه ده ايران-دا ياشايان آذربايجان-ليلارين هوقوقلاري نين برپا اولونماسي، حبس ائديلن هرکات عوضولري نين آزاد ائديلمه سي نين طلب اولوناجاغيني قئيد ائديب. ع.اوروجوو آکسييالارين آميپ طرفيندن تعيين اولوناجاغيني و ديگر پارتييالارين دا دعوت ائديله جگيني وورغولاييب.

چهار سال پس از جنگ عراق: آینده ای مبهم

پارسا شمس

حمله به عراق از سوی آمریکا و متحدان برای سرنگونی صدام، چهارمین سال خود را هم پشت سر گذاشت و وارد پنجمین سال شد.

سالی که گذشت را می توان از پرحادثه ترین سال ها دانست؛ چرا که علاوه بر افزایش آمار تلفات و کشته ها، دیکتاتور عراق، صدام حسین نیز در همین سال اعدام شد.

حضور نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق اما، فقط مسئله این کشور نبود و نه تنها بر سياست های منطقه ای منطقه ای و بين المللی بلکه بر سياست داخلی کشورهايی که به نحوی درگير اين بحران بوده اند، تاثير گذاشت.

شايد بتوان گفت دامنه و ميزان اين تاثير گذاری در آمريکا، محسوس تر و با اهميت تر بوده است. در سال های اخير، اگر در عراق موفقیتی به دست آمده، همان موفقیت در تمامی کاخ سفید و آمریکا امتداد پیدا کرده و در مواردی به محبوبیت بیشتر جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا منتهی شده است.

این سکه روی دیگری هم دارد، اگر شرایط در عراق به سمت نامساعد، ناامن و پیچیده ترشدن برود، آن زمان، انتقادها از جرج بوش شدیدتر شده و هزینه های آن نیز برای کاخ سفید سنگین تر می شود. نمونه بارز چنين وضعيتی، انتخابات اخیر کنگره بود که دموکرات ها با نقد عملکرد آمریکا در عراق، توانستند اکثریت را هم در مجلس نمایندگان و هم سنا به دست آورند.

اگر شرایط در عراق به سمت نامساعد، ناامن و پیچیده شدن برود، آن زمان حمله ها شدید تر شده و هزینه های آن نیز برای کاخ سفید سنگین تر می شود.

در چهار سالی که از حمله به عراق می گذرد، نکات مثبتی در روند شکل گیری عراق پس از صدام وجود داشته، چند انتخابات برگزار شده و دولت های موفقی هم شکل گرفته اند؛ اما از طرف دیگر، در سمت منفی قضیه، ناامنی بیشتر و شدیدتر شده و شرایط به آنچه برخی آن را جنگ داخلی خوانده اند نزدیک تر شده است؛ و این همان نکته ای است که کار را به مراتب دشوار تر می کند.

در اوضاع فعلی عراق، مهلک ترین کار ممکن جنگ های فرقه ای و میان گروهی است. این تعرض ها و درگیری ها، از هر طرف باشد، بدون پاسخ نمی ماند و به اشکال مختلف ادامه می يابد.

آمريکا، متحدانش و نيز دولت عراق تاکيد می کنند که با اين وضعيت باید بدون اتلاف وقت و در هر مقطعی که باشد، مقابله شود. با اين همه، درگيری ها و خشونت ها همچنان ادامه دارد.

سیاستمدارانی در پی تغییر

عدنان الدلیمی، از سیاستمداران سنی عراق و رهبر گروه پارلمانی سنی های عراق، بارها اعلام کرده که هرگونه تغییر در وضعیت میان اقلیت های عراق، برای آینده سیاسی این کشور تعیین کننده است و اگر وضعیت آن به سمت دشواری رود، برگرداندن آن به مرحله قبلی و برقراری دوباره ثبات کار مراتب کار سخت تری است.

عدنان الدلیمی :هرگونه امید برای اصلاح و بهبود اوضاع، کار سختی است چرا که هنوز نتوانسته ایم جلوی خشونت ها را بگیریم .
به گزارش رويترز، آقای الدلیمی می گوید:«هرگونه امید برای اصلاح و بهبود اوضاع، کار سختی است چرا که هنوز نتوانسته ایم جلوی خشونت ها را بگیریم.»

وی بر این باور است که باید تعادل سیاسی در عراق را دچار یک تحول جدی کرد تا به تبع آن بتوان رضایت تمامی گروه ها را به دست آورد.

عدنان الدلیمی گفت:«باید در تمامی سطوح و به ویژه در وزارتخانه هایی چون وزارت کشور و وزارت دفاع، این اتفاق بیفتد تا بتوان شبه نظامیان شیعه را کنترل کرد. اگر دولت عراق بتواند این کار را انجام دهد، آن زمان دیگر مشکل حل شده است و نگرانی ها هم تمام می شود.»

بدتر و وخیم تر

توبی دادج، کارشناس مسایل عراق در دانشگاه لندن، باور دارد که دولت عراق در عملکرد، دولتی شکست خورده است که اختلافات درونی را از سطح دولت به بیرون کشانده و اکنون در خیابان ها، محله ها و کوچه ها، سهم خواهی های سیاسی دنبال می شود.

به گزارش رويترز وی می گوید:«در شکافی که در حل مسایل امنیتی عراق به وجود آمده، تعداد زیادی شبه نظامی و قانون شکن نفوذ کرده اند و همين امر دردسر بزرگی درست کرده است.»

دود ناشی از انفجاری سنگین، شهر بغداد را تاریک کرده است.
آقای دادج به آینده عراق بسیار بدبین است و با صراحت هم آن را عنوان می کند:«شکافی که به دست گروه های شبه نظامی افتاده، در دست آنان خواهد ماند و من پیش بینی می کنم در شش و یا هفت سال آینده، جنگ داخلی وجود داشته و حتی شدیدتر و اوضاع امنیتی وخیم تر شود.»

وی می افزايد:«جنگ داخلی در عراق به حدی شدید می شود که دیگر از دست آمریکا کاری ساخته نیست مگر این که ارتش خود را از عراق خارج کند. این کار توسط رییس جمهوری بعدی آمریکا انجام می شود و مقامات کاخ سفید مجبور می شوند قدرت خود را در همان محدوده منطقه سبز عراق استفاده کنند.»

توبی دادج باور دارد که عراق به جبهه جنگ برای تقسیم منافع میان دیگر کشورها و به ویژه کشورهای همسایه عراق تبدیل می شود.

اما هستند افرادی که هنوز به آینده عراق و ثبات امنیتی آن خوشبین هستند.

همه راه ها بسته نيست

عیاد جمال الدین، از نمایندگان شیعه سکولار در پارلمان عراق، تمامی راه ها را بسته نمی داند و راه هایی برای دستیابی به آینده ای روشن برای عراق را قابل تصور می داند.

وی می گوید:«عراق بدون صدام، خود بسیار ارزشمند است و آزادی هایی که می تواند در دست باشد، خیلی بیشتر شده و برای همین هم موقعیت نزدیک به هرج و مرج به وجود آمده است. ما در انتظار عراقی تازه هستیم که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده است.»

عیاد جمال الدین:عراق بدون صدام، خود بسیار ارزشمند است و آزادی هایی که می تواند در دست باشد، خیلی بیشتر شده و برای همین هم موقعیت نزدیک به هرج و مرج به وجود آمده است. ما در انتظار عراقی تازه هستیم که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده است
اما حتی آقای جمال الدین هم باور دارد که شرایط بحرانی است و اوضاع فعلی را نزدیک به وقوع جنگ داخلی می داند و می گوید:«همه چیز در مرز فروپاشی و جنگ قومی و قبیله ای است و قوانینی که در این چهار سال وضع شده، به ناآرامی اوضاع دامن زده است.»

کردستان عراق؛ يک استثنا

در همهمه تمامی بمبگذاری ها و ناآرامی ها، یک منطقه اما آرامش نسبی خود را دارد: کردستان عراق، از همه مناطق و نواحی عراق آرام تر است وبه ندرت عملیات تروریستی در آن انجام می شود و تمامی مردم با دولت مرکزی راحت هستند به ویژه که پس از سال ها، رییس جمهوری عراق از کردهای عراقی است و کردها توانسته اند در دولت و پارلمان، نقی موثر ايفا کنند.

جوست هیلترمان، کارشناس عراق در گروه بین المللی بحران، آینده عراق را مرتبط با عوامل منطقه ای می داند و می گوید:«درست است که سناریو عراق شکست خورده، اما نگاهی به کردستان عراق بیندازید که اثری از هرج و مرج در آن نیست. به غیر از کردستان، همه گروه های سیاسی و غیر سیاسی و یاغی و خلافکار برای ثبت قلمرو و سهم خواهی به جان هم افتاده اند. این وضعیت پیچیده، دو راه را پیش رو می گذارد.»

وی می افزاید:«نخست اینکه امکان دارد بحران به حدی در عراق بالا گيرد که آمریکا مجبور شود هر چه می تواند نیرو در عراق پیاده کند و مرزها را ببندد تا هیچ دخالتی در اين کشور انجام نگيرد.»

جوست هيلترمان می گويد:«گزينه محتمل دوم آن است که جنگ داخلی به حدی جدی می شود که سرتاسر منطقه را در برگرفته و از مرزهای عراق به بیرون و کشورهای همسایه سرایت می کند.»

وی می افزايد:« پس از این اتفاق، عراق به زمین تسویه حساب بدل می شود و تمام منطقه با هم می جنگند. مشکل ایران و عربستان هم در صورت این اتفاق جدی تر و برخورد آنها آشکارتر می شود.»

هرچند نظرهای متفاوتی درباره عراق وجود دارد، اما وضعيت کنونی موجب شده که بدبينی ها بيش از خوش بينی ها باشد. دست کم، در اينکه آينده عراق مبهم است، کمتر ترديد می شود.

عدنان العبیدی، پژوهشگر عراقی، بر این باور است که گروه های شبه نظامی که تابه حال با هم جنگیده و این قدر هزینه داده اند، به دولت فدرالیست درعراق پایبند نخواهند بود، چرا که جنگ را تا حد باج خواهی افزایش داده اند.

روسيه خزر-ين توپلو ايستيثماريني ايسته يير

“روسيه خزر-ين طبيعي احتياطلاريندان ساحيل ياني دؤولتلرين توپلو شکيلده ايستيفاده ائتمه سي نين ضروريليگي ايله باغلي مؤوقعييني دييشمه ييب”.

بو سؤزلري روسيه دؤولت دوما-سيندا چيخيشي زاماني خاريجي ايشلر نازيرليگي نين خوصوصي تاپشيريقلار اوزره سفيري آلئکساندر قولووين سؤيله ييب. دومادا “خزر حوزه سينده يئرلشن م.د.ب اؤلکه لري نين ائنئرژي و ائکولوژي تهلوکه سيزليگي نين هوقوقي تاميناتي پروبلئملري” مؤوضوسوندا کئچيريلن دينلمه لر زاماني قولووين بيلديريب کي، حؤوزه نين طبيعي احتياطلاريندان توپلو شکيلده ايستيفاده روسيه-نين ماراقلارينا جاواب وئرير: ” روسيه-نين خزر پروبلئمينه باخيشي نين اساسيندا بو پرينسيپه دايانير.

خزر-ين بيورئسورسلاريندان (دوغال قايناقلار) ايستيفاده و بو احتياطلارين قورونماسي اوچون خوصوصي واحيد رژيمين تطبیقي واجيبدير. اؤزمانلار بونون اوچون خزر-ين هوقوقي ستاتوسونون (دوروم) تنظيملنمه سي کونوئنسيياسي (آنلاشما) اوزرينده ايشي دوام ائتديريرلر “.اکسپرس